تبليغاتX
mahi topolo
mahi topolo
دریا بی مرز است. این حقیقتی است که هیچ حصاری نمی تواند خدشه ای به آن وارد کند

اون گریه میکرد ولی همه از گریه اون میخندیدند .
اون بچه بزرگ شد
همه چیرو یاد گرفت ....

 حرف زدن

  نوشتن

 و خیلی چیزای دیگه.......
یه کم که بزرگتر شد دوست داشتنو یاد گرفت .
عاشق شد .

 عاشق یکی که اون عاشقش نشد

. اون رفت و تنهاش گذاشت . .
داشتن اون تنها ارزوی محال و دست نیافتنی این بچه کوچولو بود .
خیلی کارا کرد برای به دست اوردنش ولی موفق نشد .
این بچه دوست داشت یکی از روزای مهم زندگیشو رو در کنار تنها عشقش باشه ولی محال بود .
اون بچه کوچولو میخواست مثل 20 سال پیش که وقتی گریه میکرد و توی بقل مامانش و با بوسه های اون اروم میگرفت.

  تو بقل اولین و اخرین و تنها عشقش بره و با بوسه های  اون اروم بشه..
همه جا و پیش همه کس از عشق اون حرف زد ....
هر قدمی که برمیداشت و راه میرفت به عشق اون بود .....
هر چی نوشت برای اون بود ....
اره اون بچه کوچولو منم من همون الما کوچولوام که الان بزرگ شدم .
من امروز به یکی از ارزوهای بزرگ زندگیم رسیدم

 . تو امروز با وجودت کنارم باعث شدی که من به بزرگترین ارزوم دست پیدا کنم
برای همه چی ازت ممنونم تنها عشق من.......




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 اسفند1387 توسط مایسا
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


سایت لينك باكس - بازدید خود را چند برابر کنید





Powered by WebGozar